Posts Tagged ‘هاشمی’
شکاف در حاکمیت، عمیق و کهنه است
اختلاف در رأس حاکمیت ایران که در عرض روزهای پس از انتخابات امسال، در پیش چشم همه مردم عریان شد، در واقع شکافی عمیق و کهنه (بیست ساله) است که از انتخابات سال 84 به سطح رسید و اکنون آشکارا حاکمیت را دو شقه کرده است. حرفهایی که امروز علنا از زبان محمد یزدی و بعضی دیگر از مسوولان نظام میشنویم از سالهای قبل توسط سخنگویان غیررسمی این باند، زمینهسازی شده بود. به عنوان مثال مروری بر نوشتهی فاطمه رجبی در شهریور 1385در حمله به هاشمی و سخنانش:
واقعيت آن است كه در امالقراي جهان اسلام – ايران- برخي دارندگان لباس روحانيت چندي است ناقل ويروس «غربزدگي و غربگرايي» شدهاند…. هاشمي رفسنجاني در يكي از ديدارهاي پرترافيك او در يك ساله ي اخير با اعلان اينكه «فكر و عقيده را نميتوان تحميل كرد» به القای اجباري «حاكميت غیرالهی» پرداخته، و در پي جابجايي تحميلي و جبري «مشروعيت الهي حاكميت اسلامي و ولايت فقيه» با مفاهیم پوشالي و دروغين غرب است. وي با تبليغ تأكيدي «تحزب»، آن را «راهكار درست دمكراسي و مردمسالاري» خوانده و اخطار ميكند كه «دنيا به طرف آزادي و حاكميت مردم پيش ميرود و نميتوان جلوي اين مسير را گرفت. » … بيماري روشنفكري در كسوت روحانیت… در دوران انتخابات نهم از سوي ملت با طرد و قهر مواجه شد!… … حكايت مثلث مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت است كه دو ضلع آن را «هاشمي» و «خاتمي» تشكيل ميدهند… بايد در مواضع و مباني عقيدتي و سياسي اين افراد تأمل بسيار نمود… … آيا ميتوان در راس مجمع تشخيص مصلحت پذيراي تفكري بود كه «حاكميت الهي» را در مصاف انديشهی «دنيا مدارانه»، به حاشيه ميراند و مفاهیم بیارزش را به عنوان جايگزين آن ترويج ميكند؟…
بیانیهای که منتشر نشد
محمد کوثری نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، که چندی پیش به عنوان میانجیگری برای حل مشکلات به وجود آمده بعد از انتخابات دوره افتاده بود و با اصلاحطلبان مذاکره میکرد، امروز مسایلی را از آن دیدارها مطرح کرده که پیشتر یا نگفته بود یا به گونهی دیگری عنوان کرده بود. جالبترین قسمتاش به نظر من مسایلی است که دربارهی دیدارش با هاشمی گفته. یعنی همان دیداری که قبلا به گونهی دیگری جلوه داده بود و در آن روزها مایهی حیرت و جنجال شده بود.
اما حالا بعد از گذشت حدود یک ماه، بعد از این که خوشرقصیهای دلسوزنمایانهاش جواب نداده از کوره در رفته و واقعیت خودش و بعضی اتفاقات پشت پرده را لو داده:
آقاي هاشمي در ابتداي اين ديدار پس از اظهار لطف به مقام معظم رهبري، گفتند كه من قصد داشتم بيانيهاي در اين خصوص صادر كنم اما كسي نيستم كه زير فشار اقدام به صدور بيانيه كنم. منظور ايشان از اعمال فشار دستگيري دخترشان در اغتشاشات بود… نهايتا از آقاي هاشمي خواستيم تا بيانيهاي صادر كنند و ايشان نيز اين را قبول كردند اما پس از تهيه اين بيانيه ديديم كه همان حرفهاي آقاي موسوي يعني ابطال انتخابات را در بيانيه آورده بودند كه مقام معظم رهبري به صراحت در نماز جمعه با ابطال انتخابات مخالفت كردند و به اين ترتيب بيانيه آقاي هاشمي صادر نشد.
این که ولیفقیه نمیشود، ناصرالدینشاه میشود!
از آن جا که این روزها به دلایلی، کنجکاوی دربارهی موضع هاشمی نسبت به مسالهی ولایت فقیه زیاد شده فکر کردم مرور گفتههای او در مصاحبه با صادق زیباکلام در تاریخ 19/8/82 میتواند جالب باشد:
شاید خیلیها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده ای مطرح شد رسیدیم من مخالفت کردم. البته الان کسانی هستند که حالا خیلی منتقدانه و حتی مخالف با ولایت فقیه برخورد میکنند، اما در سالهای 58-59 و در مجلس خبرگان، درست عکس امروزشان حرف میزدند. خوشبختانه متن همهی مذاکرات به طور کامل وجود دارد. آقای آذری قمی وقتی این اواخر مخالف شده بود در جلسه ای گفته بود که آقای هاشمی در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان گفته است ـ تعبیری را از من نقل کرد که من یادم نبود ـ این که شما میگویید، ولیفقیه نمیشود، ناصرالدین شاه میشود…
هاشمی بدون روتوش، نشر روزنه، ص 157
لولویی به نام رفسنجانی
به نظر میرسد حتی شکست انتخاباتی در برابر احمدینژاد در سال 84 هم نتوانسته است به افسانههایی که حول هاشمی به عنوان قدرت اول نظام و گردانندهی اصلی در پشت پرده و مالک ثروت نجومی و اتوبانهای کانادا و تمام برجها و پاساژهای بزرگ و قاتل حاج احمد آقا و امام خمینی(!) و… وجود دارد پایان بدهد.
اما قصهی اکبر شاه از کجا شروع شد؟
در تحلیل موقعیت هاشمی و ذهنیت عامه نسبت به او، توجه به آن چه در این سالها میان او و رهبری گذشته اهمیت کلیدی دارد.
دیشب مهدی خلجی در گفت و گو با صدای امریکا درباره رهبری آیت الله خامنهای و مقایسهی او با امام خمینی حرفهای جالبی زد که برای طولانی نشدن این یادداشت از نقل همهی آن میگذرم و فقط بسنده میکنم به قسمتی که گفت هاشمی به قصد دور نگه داشتن حیطهی ولایت فقیه از فقه سنتی و مراجع مقیم قم آقای خامنهای را در این مسند نشاند و قصد داشت تا ولایت فقیه را کمکم به مقامی تشریفاتی تبدیل کند اما آقای خامنهای با تیزهوشی از مسیری که هاشمی طرحریزی کرده بود خارج شد و سرنوشت ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را به کلی عوض کرد. (نقل به مضمون)
همان زمانی که هاشمی با خیال راحت از این که دوست نزدیکاش بر مسند ولایت فقیه نشسته، درگیر «سازندگی» و کلنگ زدن برای کارخانه و سد و نیروگاه بود، قصهی جدیدی داشت نوشته میشد. کمی بعد برادرش محمد هاشمی از ریاست سازمان صدا و سیما برکنار شد و آن گونه که لاریجانی (جانشین او) در خاطراتش میگوید حتی با درخواست محمد هاشمی برای یک فرصت چند ماهه جهت و جمع و جور کردن کارها هم موافقت نشد!
وقتی در اواخر دوران هشت سالهی ریاست جمهوری، هاشمی به خودش آمد دیگر کار از کار گذشته بود. با این حال او کوشید با به میدان آوردن و حمایت از سید محمد خاتمی، نهاد ریاست جمهوری را همچنان بیرون از دایرهی تسلط مستقیم “نهاد غیرپاسخگو” نگه دارد اما ضربهی کاری نهایی را در جریان انتخابات مجلس ششم درست از همان جایی که هرگز انتظارش را نداشت یعنی از جانب اصلاحطلبانی که با حمایت و تلاش او به قدرت رسیده بودند خورد. کتاب «عالیجناب سرخپوش» اکبر گنجی سخاوتمندانه با تیراژهای بالا به چاپ پنجاهم و شصتم رسید! نهایتا هاشمی از حضور در مجلس انصراف داد و دخترش فائزه که در انتخابات دور قبل رای اول تهران را آورده بود و از فعالترین مبلغان محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد بود، به مجلس راه نیافت و مبهوت و سرخورده برای مدتی طولانی از دنیای سیاست کناره گرفت.
در جریانات انتخابات نهم ریاست جمهوری، هاشمی بار دیگر کوشید نهاد ریاست جمهوری را از نفوذ حکومت نظامیان حفظ کند اما آنها با استفاده از همان مردم عامهای که هاشمی نخبهگرا هرگز نظرشان را جدی نگرفته بود و به واسطهی غرور بیاندازهاش هرگز در صدد تصحیح ذهنیت آن ها و قانع کردنشان برنیامده بود شکستاش دادند. در فیلم تبلیغاتیای که کمال تبریزی برای هاشمی ساخته هاشمی خاطرهای میگوید که اعتقادش را دربارهی نظر مردم عامه به وضوح نشان میدهد. او میگوید به نوهی خردسالش که به نردههای بالکن نزدیک شده بوده تشر زده و نوهاش از او دلگیر شده و با او قهر کرده است. (رویهی هاشمی درست برعکس احمدی نژاد است که فقط روی عوام حساب باز کرده و نخبگان و کارشناسان را به هیچ می گیرد!)
حالا ـ در آستانهی انتخابات دهم ریاست جمهوری ـ طراحان نظامی حامی احمدی نژاد که چهار سال پیش از قصهی اکبر شاه بهترین بهرهبرداری را کردهاند بر آناند که باز ـ به قول سازگارا ـ از همان امازاده معجز بگیرند. بنابراین با چسباندن میرحسین به هاشمی دوباره همان بساط را علم کردهاند.
اما ما به عنوان حامیان رقیب احمدینژاد چه باید بکنیم؟
شخصا فکر نمی کنم بشود سناریویی را که بیست سال روی آن کار شده و به مذاق مردم هم بسیار خوش آمده، ظرف یک هفته تصحیح کرد. بنابراین هر گونه تلاشی برای تصحیح ذهنیت عامه نسبت به هاشمی بسیار کم فایده خواهد بود. به جای آن بهتر است ترفندی را که گروه احمدینژاد پیش گرفته افشا کنیم و توضیح بدهیم که احمدی نژاد چون نقطهی ضعفی از میرحسین پیدا نکرده (بخصوص از نظر مالی) و می خواهد موفقیت چهار سال پیش را تکرار کند او را به هاشمی که بدنام شده میچسباند. و از طرف دیگر خلافکاریها و سوء استفادههای احمدینژاد و دوستان و همکارانش را یادآوری کنیم.
.
چرا خاتمی و میرحسین و هاشمی حتی از احمدینژاد بدترند؟
امثال میرحسین و خاتمی و هاشمی، حتی از احمدی نژاد بدتر هستند. چرا؟ چون باعث میشوند اوضاع مردم کمی بهتر شود و کم کم روزنههای امید به رفاه نسبی و حرکتی آرام به طرف دموکراسی و آزادیهای اجتماعی باز شود و آن وقت حسرت یک انقلاب دیگر و نابودی جمهوری اسلامی به دل مان بماند.
از طرفی هر روز یک دسته گل گنده به آب نمی دهند که بتوانیم سوژه کنیم و جوک بسازیم و بخندیم و فحش بدهیم و دلمان خنک شود.
پس اگر هم یک وقت خدای نکرده خواستید در انتخابات شرکت کنید لطفا به احمدی نژاد رای بدهید که همین جوری دور هم باشیم و بساط براندازی از طریق غرغر و فحش و مسخره کردن به راه باشد.
آیا هاشمی تازه به فکر آزادی و دموکراسی افتاده است؟
هاشمی، 29 خرداد 1387، در مراسم گشايش همايش « دولت، نظام اداري و چشمانداز»:
به تاريخ دنيا كه نگاه ميكنيم در قطعهاي از دوران، حكومتها متمركز و استبدادي بودهاند. پس از انقلاب كبير فرانسه وضعي كه در اروپا پيش آمد موجب شد كم كم نقش مردم احياء شود و كشورهايي كه به موازين دموكراتيك وارد شدهاند، امروز جزء كشورهاي پيشرفته هستند، اما هر جايي كه استبداد وجود داشته كشورها عقب ماندهاند؛ البته استثنائاتي هم وجود دارد، اما قاعدهي كلي اين است
و این یکی رو هاشمی در مقدمهی کتاب “امیر کبیر” در قبل ا زانقلاب و در بیست و چند سالگی خودش نوشته در توضیح علت پیشرفت ژاپن در مقایسه با عقبموندگی ایران:
در ژاپن […] میکادو، امپراتور کشور، که خود را از مردم و مردم را از خود می دانست پیشقدم شد و با وضع قانون اساسی تازه و تاسیس مجلس سنا و مبعوثان، قدرت قانونگذاری را به نمایندگان مردم سپرد و از قدرت شخصی خویش کاست و با باز گذاشتن دست مردم در امور سیاسی و اجتماعی زیربنای اجتماع جدید را محکم کرد […] اگر این هماهنگی ملت و دولت تمام علت آن ترقی نباشد دست کم سهم بسزایی در جهش عظیم ملت ژاپن دارد.
—-
توضیح : این بحثها انگیزه نوشتن این یادداشت بود.
اندر حکایت اعتبار وبسایتهای خبری!
این خبر رو که خوندم گفتم هاشمی چهش شده؟ چه قدر صریح و تند شده!
همین طوری تو کف بودم که جملهی «مسئولان توصیه های امام را فراموش کرده اند» به شدت مشکوکام کرد… چنین حرفی ممکن نیست از دهن هاشمی دربیاد! بعد یه سرچکی زدیم دیدیم بعله!
خبرگزاری محترم irannews، سهوا یا عمدا، حرفای محمد هاشمی رو گذاشته تو دهن علیاکبر!
لابد فردا هم کلی نقد و تفسیر برای این حرفا درمیاد…

