Posts Tagged ‘خاتمی’
چرا خاتمی و میرحسین و هاشمی حتی از احمدینژاد بدترند؟
امثال میرحسین و خاتمی و هاشمی، حتی از احمدی نژاد بدتر هستند. چرا؟ چون باعث میشوند اوضاع مردم کمی بهتر شود و کم کم روزنههای امید به رفاه نسبی و حرکتی آرام به طرف دموکراسی و آزادیهای اجتماعی باز شود و آن وقت حسرت یک انقلاب دیگر و نابودی جمهوری اسلامی به دل مان بماند.
از طرفی هر روز یک دسته گل گنده به آب نمی دهند که بتوانیم سوژه کنیم و جوک بسازیم و بخندیم و فحش بدهیم و دلمان خنک شود.
پس اگر هم یک وقت خدای نکرده خواستید در انتخابات شرکت کنید لطفا به احمدی نژاد رای بدهید که همین جوری دور هم باشیم و بساط براندازی از طریق غرغر و فحش و مسخره کردن به راه باشد.
او نه احمق است نه مجنون؛ به جای مسخره کردن به فکر چاره باشیم
قبول. شاید بدون جوکها، شعرها و لقبهایی که برای احمدینژاد ساختهایم همان سال اول دق میکردیم و حناق میگرفتیم. اما دیگر بس است. دیگر چیزی به انتخابات دورهی دهم نمانده و هنوز به جز همین مشتی جوک و پیامک و متلک هیچی توی دستمان نیست. پس لطفا کمی جدی باشیم.
مبادا جوکهایی که برای خنک کردن دلمان ساختهایم باور کنیم! احمدینژاد نه احمق است نه مجنون و متوهم. اتفاقا حواسش از همه جمعتر است و خیلی خوب میداند چه کار دارد میکند. اگر کسی این وسط توهم برش داشته باشد ماییم که منتظریم دستی از غیب بیرون بیاید و کاری بکند. منصف باشید: احمدینژاد منتظر امام زمان نشسته یا ما؟
در سالگرد «حماسه سه تیر» احمدینژاد یک بار دیگر به نحو معنیداری مقابل آن مبلغ موبلندش نشست و باز از آن حرفها زد و باز ما داریم هم چنان مسخره میکنیم و میخندیم ــ فقط!
هنوز بعد از سه سال نفهمیدهایم یا نمیخواهیم بفهمیم که طرف حساب احمدینژاد ما نیستیم. او به ما و جوکها و شعرهایمان محل سگ هم نمیگذارد. البته شرمندهام که غرور مبارکتان را جریحهدار می کنم!
هالهی نور، متلاشی شدن ابرقدرتهای جهان، دستهای پشت پرده، نقشهی دزدی آمریکاییها و… ممکن است ما را رودهبر کند اما آنها که باید باور کنند، میکنند! آنها شکی ندارند که احمدینژاد میخواهد حق آنها را از پولدارهای از خدا بیخبر فاسد قلدر بگیرد و عدالت را برقرار کند، اما آن دزدهای گردن کلفت که نوکر و زبون بیگانگاناند و سی سال است خون ملت را توی شیشه کرده ند و دادهاند اسبهای دخترشان بخورد مدام جلو پایش سنگ میاندازند و «نمیگذارند». قحطی و تورم و آشفتگی و فسادی که دامن دولت احمدی نژاد را گرفته توطئهی آنهاست تا احمدی نژاد را خراب کنند و جلو تیغ شمشیر عدالت او را بگیرند. آنها از این که احمدینژاد، آمریکا و انگلیس و فرانسه را سوسک کرده و دارد ایران را به بزرگترین قدرت جهان تبدیل میکند عشق میکنند. برای همین به کوری چشم همهی آخوندها و پولدارها و بچه قرتیهای کثافت عوضی و آمریکا و همه، میروند به «دکتر» که آخوند نیست و مثل خودشان مظلوم و دردکشیده است و میداند چه پدری از مردم دارد درمیآید و با گران شدن اجاره خانه به شدت مخالف است، رای میدهند و من و شما را با جوکها و smsهایمان می گذارند توی خماری!
این از ارادهی ملت. حالا ارادهی الهی و امدادهای غیبی هم که جای خود دارد!
پس لطفا در همان حال که آن لبخند ملیح روی لبمان است یک لحظه فکر کنیم در این مدت باقی مانده چه خاکی باید توی سرمان بریزیم.
برای اعاده ی حیثیت از خاتمی و هاشمی و بقیهی رفتگان! نه وقت هست نه ابزار. در مقابل دست حریف این جا حسابی باز است. پس روی این قضیه زیاد نمیشود حساب کرد.
الان مهمترین حربهی احمدینژاد، پرسونای «مرد عدالتجوی مظلومی است که نمی گذارند کار کند». باید این حربه را از او گرفت و حتی از آن علیه خودش استفاده کرد. باید به زبان همین قشر حرف زد. بنابراین مثلا تبدیل پرسونای «مرد مظلوم» به «مرد ناتوان» شاید خیلی عملیتر باشد تا باورندان واقعیتی مثل قضیهی 300 میلیارد شهرداری و باقی زیرآبیها: «آقا حالا که زورت به آنها نمیرسد لطفا بکش کنار! ما داریم این زیر له میشویم!»
البته باید روی مدیریت و تدبیر و تجربه تکیه کرد که هوس خطرناک «منجی دیکتاتور» به سر کسی نزند وگرنه زبانم لال یکهو دیدی سرداران رادان شد رییس جمهور و از چاه افتادیم توی سیاهچاله!
به هر حال باید فکری کرد. فرصتی نمانده…