دارم مرور می‌کنم

پراکنده از این جا و آن جا

Posts Tagged ‘تحریم

باز هم دعوای تحریم و شرکت؟ نه دیگر وقتی برای تلف کردن نمانده!

without comments

نزدیک هر انتخاباتی که می‌شویم همین آش است و همین کاسه! هر کدام از دو طرف هم خودش را آگاه و عاقل و دوراندیش می‌داند و دیگری را فریب‌خورده و بازیچه و سطحی‌نگر. کوتاه هم نمی‌آییم و نتیجه هم هر چه باشد مؤید پندار درست ماست و هر بدبختی‌ای که می‌کشیم تقصیر گروه مقابل! کل حرف‌هایی که رد و بدل می‌شود هم چون نیک بنگری، 5 – 6 جمله بیش‌تر نیست! و سال‌هاست به نحوی خستگی ناپذیر هر روز و روزی چند وعده همین‌ها را با نگاه عاقل اندر سفیه تحویل هم می‌دهیم؛ و همین طور که ما داریم این جا سر دو راهی، توی سر و کله‌ی هم می‌زنیم،‌ آن طرفی‌ها بارشان را بسته و راه افتاده و چه بسا رسیده‌اند!

دست از سر هم برداریم! این جا هیچ کس قرار نیست کوتاه بیاید. هر کدام راه خودمان را برویم ــ ولی برویم! راه بیفتیم، حرکت کنیم! رای دادن یا رای ندادن، فقط قدم اول است. قدم اول، از راهی دراز و سخت. به قدم های بعدی فکر کنیم و برنامه بریزیم. بعد از رای دادن چه؟ بعد از تحریم چه؟…

اگر بجنبیم بالاخره از یکی از این دو راه می توانیم به مقصد برسیم. خدا را چه دیدی؟ شاید اصلا آن وسط‌ها یکی شدیم!

******

جمعیت رای دهنده‌ را روی هم رفته به 4 دسته‌ی کلی می‌شود تقسیم کرد:

1- تحریمی‌ها (طرفداران انقلاب)
افراد این دسته که اغلب خارج از ایران اقامت دارند، اصولا با تمام سیاستمداران فعلی شدیدا مخالف‌اند و همراهی با هر کدام از آن‌ها از احمدی‌نژاد گرفته تا خاتمی را خیانت می‌دانند. بعضی حتی از قدرت گرفتن فردی مثل احمدی‌نژاد استقبال می‌کنند به این امید که سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی سرعت بگیرد. آن‌ها معتقدند تحمل فشارهایی مثل بحران شدید اقتصادی یا حتی درگیری مسلحانه و حمله‌ی نظامی، در برابر سرنگونی رژیم اهمیت چندانی ندارد و هزینه‌ای است که ناگزیر باید متحمل شد. از نظر طیف سنی، این افراد عموما سنین جوانی را پشت سر گذاشته‌اند و از نظر تحصیلی و فرهنگی و اقتصادی، بسیار متنوع‌اند.

2-مشارکت جویان (طرفداران اصلاحات)
این افراد که مضرات انقلاب را بسیار بیش‌تر از منافع آن می‌دانند، معتقدند حتی کوچک‌ترین روزنه‌ها را نباید نادیده گرفت و از هر وسیله‌ی ممکن از جمله انتخابات باید در جهت بهبود تدریجی اوضاع بهره برد چرا که اصولا بهبود سریع و یک‌باره (انقلابی) غیرممکن است و انقلاب‌های بعدی هم بر فرض موفقیت، نتیجه‌ای بهتر از انقلاب اسلامی 57 نخواهند داشت. بر خلاف گروه اول، هر چه به طیف‌های سنی بالاتر نزدیک می‌شویم طرفداران اصلاحات کم‌تعدادتر می‌شوند. از نظر فرهنگی و تحصیلی، افراد این گروه عموما به طبقه‌ی بالا و از نظر اقتصادی بیش‌تر به طبقه‌ی متوسط تعلق دارند.

3- ماموران (امت حزب الله)
این افراد که مامور تحقق اراده‌ی الهی بر روی زمین هستند، گوش به فرمان ولایت، امام جمعه، مداح هیئت و رییس بسیج منطقه دارند. این افراد نه تنها بنا بر تکلیف شرعی همیشه پای صندق‌های رای حاضر می‌شوند بلکه دقیقا به کاندیدای مورد عنایت رهبری رای می‌دهند. طیف سنی این گروه از نوجوان تا پیر متغیر است. از نظر تحصیلی و فرهنگی، ‌افراد این گروه عموما به طبقات پایین جامعه تعلق دارند و از نظر اقتصادی نسبتا متنوع‌اند.

4- بی‌نظران (امت آواره)
این گروه که بیش از نیمی از جمعیت جامعه را می‌سازند و تعیین‌کننده‌ترین نقش کمیتی را در هر انتخاباتی ایفا می کنند اصولا عقیده‌ی مشخصی ندارند اما معمولا در انتخابات شرکت می‌کنند؛ هر چند در فاصله‌ی میان خانه تا حوزه‌ی رای‌گیری رای‌شان ممکن است چندین بار تغییر کند. بسیاری از افراد این گروه در دور اول انتخابات سال 84 به هاشمی و در دور دوم به احمدی‌نژاد رای داده‌اند! منبع خبری و تحلیلی این افراد، تلویزیون جمهوری اسلامی، شبکه‌های لوس آنجلسی و محاورات درون تاکسی و اتوبوس است. این گروه از نظر سنی و اقتصادی طیفی بسیار متنوع دارند و از نظر فرهنگی عموما متعلق به طبقه‌ی متوسط یا پایین هستند.

از آن جا که تغییر عقیده‌ی سه گروه اول در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، غیر ممکن است هر گونه تلاشی برای یارگیری از آن‌ها از طرف گروه‌های‌ دیگر یعنی وقت تلف کردن! در حالی که احمدی‌نژاد و حامیانش این نکته‌ی ظریف را به خوبی دریافته‌اند و برنامه‌ریزی وسیع و حساب شده‌ای برای جلب گروه چهارم (و البته بسیج گروه سوم) انجام داده‌اند و مرحله به مرحله آن را به اجرا می‌گذارند ما همچنان داریم وقت مان را با جدل‌های بی‌فایده با همدیگر تلف می‌کنیم.
بس است دیگر! یقه‌ی هم را ول کنیم. بجنبیم. سیل رسیده تا بیخ گلویمان…
[ نظرات اعضای بالاترین ]

Written by moroor

جولای 17, 2008 at 6:07 ب.ظ