Archive for جولای 2009
ارزیابی طرحهای اعتراضی جنبش سبز
برای این که راندمان جنبش را بالا ببریم و آن را به پیروزی نزدیک کنیم لازم است ارزیابی واقع بینانهای از هر کدام از طرحهای پیشنهادی و نتیجهی عملی آنها داشته باشیم و اگر چه امیدواری ، لازم است اما نباید به سبک جمهوری اسلامی و کیهان به توهم “خود همیشه پیروز بینی” دچار بشویم. باید نقطات ضعف هر حرکت را بشناسیم و در جهت رفع آن ها یا پیدا کردن راه های جایگزین تلاش کنیم.
در جدول زیر من کوشیدهام بعضی از مهمترین اقدامات انجام شده را بر اساس هشت معیار، ارزیابی و مقایسه کنم. برای هر معیار، مقداری عددی بین یک تا پنج در نظر گرفتهام به این ترتیب که عدد پنج، نمایانگر بالاترین کیفیت در شاخص مربوطه است. با این توضیح که این ارزیابی، صرفا یک ارزیابی اولیه است و شاید دقت آن مورد بحث باشد.

معیارهای هشتگانه در این ارزیابی ابتدایی عبارتند از:
1- جلب توجه: به معنای آگاه کردن کردن دیگران از موضوع اعتراض و نیز حجم و شدت آن. تظاهرات و تجمعات، بخصوص با توجه به قابلیت رسانهای شدن (عکس و فیلم و…) در این مورد، بالاترین امتیاز را دارند.
2- پیام سیاسی: به معنای همسویی معنادار و موثر هر حرکت با جهت کلی جنبش. به عنوان مثال طرح بادکنک، ارتباط مستقیمی با پیام و هدف جنبش ندارد.
3- امنیت جانی: به معنای مصونیت از خطراتی چون کشته شدن، ضرب و شتم، زندانی شدن یا درجات پایین تر مثل مشکلات شغلی و…
4- سادگی: به معنای آسان بودن انجام طرح. مثلا در طرح بادکنک، پر کردن بادکنک از هلیم کمی مشکل است یا در طرح الله اکبر، هر شبه بودن، نسبت به طرح خاموشی، وقتگیرتر است.
5- صلحآمیز بودن: به معنای عدم تخریب در هر شکلی.
6- قابلیت عملی: به معنای عملی کردن طرح و فرار از اقدامات مقابلهای. به عنوان مثال با وجود حضور پرشمار و گستردهی نیروهای امنیتی و اِعمال شدید خشونت از سوی آنها، شکل گیری تجمعات بسیار سخت شده؛ و یا طرح خاموشی که با انجام اقداماتی از سوی مسوولان مربوطه قابل خنثیسازی است؛ یا اعتصاب که در آن انجام هماهنگیهای لازم بسیار دشوار است.
7- اتفاق نظر: به معنای موافقت اکثریت. به عنوان مثال، حرکتهای مذهبی ممکن است مورد مخالفت عدهای از معترضان ضدمذهب قرار بگیرد.
8- اثر سیاسی: به معنای وسعت و شدت اثر حرکت بر حاکمیت. به عنوان مثال شاید هیچ حرکتی به اندازهی اعتصاب، فلجکننده و تاثیرگذار نباشد.
گربهرقصانی احمدینژاد برای رهبر
در ماجرای مشایی، به نظر میرسد احمدینژاد با علم به این که رهبر در شرایطی نیست که بتواند در برابر او شدت عمل داشته باشد (تا به حال به این نکته توجه کرده بودید؟) دارد از این مصونیت تصادفی که پیدا کرده حداکثر سوء استفاده را میکند.حتی اگر در این مورد بخصوص، او تسلیم حکم حکومتی رهبر شود (که میشود) در روزها و ماههای آینده باید انتظار چموشیهایی از این دست یا حتی فراتر از این را داشت. منتقدان “خودی” هم در برابر این چموشیها هیچ چاره ای به جز “لالمونی” نخواهند داشت چرا که هر اعتراض یا انتقادی، در حکم “تف سربالا”ست!
شکاف در حاکمیت، عمیق و کهنه است
اختلاف در رأس حاکمیت ایران که در عرض روزهای پس از انتخابات امسال، در پیش چشم همه مردم عریان شد، در واقع شکافی عمیق و کهنه (بیست ساله) است که از انتخابات سال 84 به سطح رسید و اکنون آشکارا حاکمیت را دو شقه کرده است. حرفهایی که امروز علنا از زبان محمد یزدی و بعضی دیگر از مسوولان نظام میشنویم از سالهای قبل توسط سخنگویان غیررسمی این باند، زمینهسازی شده بود. به عنوان مثال مروری بر نوشتهی فاطمه رجبی در شهریور 1385در حمله به هاشمی و سخنانش:
واقعيت آن است كه در امالقراي جهان اسلام – ايران- برخي دارندگان لباس روحانيت چندي است ناقل ويروس «غربزدگي و غربگرايي» شدهاند…. هاشمي رفسنجاني در يكي از ديدارهاي پرترافيك او در يك ساله ي اخير با اعلان اينكه «فكر و عقيده را نميتوان تحميل كرد» به القای اجباري «حاكميت غیرالهی» پرداخته، و در پي جابجايي تحميلي و جبري «مشروعيت الهي حاكميت اسلامي و ولايت فقيه» با مفاهیم پوشالي و دروغين غرب است. وي با تبليغ تأكيدي «تحزب»، آن را «راهكار درست دمكراسي و مردمسالاري» خوانده و اخطار ميكند كه «دنيا به طرف آزادي و حاكميت مردم پيش ميرود و نميتوان جلوي اين مسير را گرفت. » … بيماري روشنفكري در كسوت روحانیت… در دوران انتخابات نهم از سوي ملت با طرد و قهر مواجه شد!… … حكايت مثلث مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت است كه دو ضلع آن را «هاشمي» و «خاتمي» تشكيل ميدهند… بايد در مواضع و مباني عقيدتي و سياسي اين افراد تأمل بسيار نمود… … آيا ميتوان در راس مجمع تشخيص مصلحت پذيراي تفكري بود كه «حاكميت الهي» را در مصاف انديشهی «دنيا مدارانه»، به حاشيه ميراند و مفاهیم بیارزش را به عنوان جايگزين آن ترويج ميكند؟…
محمد یزدی: خدا اشتباه میکند!
در مخالفت با سخنان هاشمی که دیروز گفت مشروعیت حاکیت را مردم تعیین میکنند محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان، گفت که مشروعیت حاکم را خدا تعیین میکند. از آن جا که میدانیم هاشمی بود که آقای خامنه ای را رهبر کرد پس نتیجه میگیریم که به گفتهی ایشان، هاشمی خداست. از طرف دیگر آقای یزدی گفته است که آقای هاشمی اشتباه میکند که از کنار هم گذاشتن این دو گزاره درمییابیم که : خداوند اشتباه کرده است!
بیانیهای که منتشر نشد
محمد کوثری نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، که چندی پیش به عنوان میانجیگری برای حل مشکلات به وجود آمده بعد از انتخابات دوره افتاده بود و با اصلاحطلبان مذاکره میکرد، امروز مسایلی را از آن دیدارها مطرح کرده که پیشتر یا نگفته بود یا به گونهی دیگری عنوان کرده بود. جالبترین قسمتاش به نظر من مسایلی است که دربارهی دیدارش با هاشمی گفته. یعنی همان دیداری که قبلا به گونهی دیگری جلوه داده بود و در آن روزها مایهی حیرت و جنجال شده بود.
اما حالا بعد از گذشت حدود یک ماه، بعد از این که خوشرقصیهای دلسوزنمایانهاش جواب نداده از کوره در رفته و واقعیت خودش و بعضی اتفاقات پشت پرده را لو داده:
آقاي هاشمي در ابتداي اين ديدار پس از اظهار لطف به مقام معظم رهبري، گفتند كه من قصد داشتم بيانيهاي در اين خصوص صادر كنم اما كسي نيستم كه زير فشار اقدام به صدور بيانيه كنم. منظور ايشان از اعمال فشار دستگيري دخترشان در اغتشاشات بود… نهايتا از آقاي هاشمي خواستيم تا بيانيهاي صادر كنند و ايشان نيز اين را قبول كردند اما پس از تهيه اين بيانيه ديديم كه همان حرفهاي آقاي موسوي يعني ابطال انتخابات را در بيانيه آورده بودند كه مقام معظم رهبري به صراحت در نماز جمعه با ابطال انتخابات مخالفت كردند و به اين ترتيب بيانيه آقاي هاشمي صادر نشد.
این که ولیفقیه نمیشود، ناصرالدینشاه میشود!
از آن جا که این روزها به دلایلی، کنجکاوی دربارهی موضع هاشمی نسبت به مسالهی ولایت فقیه زیاد شده فکر کردم مرور گفتههای او در مصاحبه با صادق زیباکلام در تاریخ 19/8/82 میتواند جالب باشد:
شاید خیلیها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده ای مطرح شد رسیدیم من مخالفت کردم. البته الان کسانی هستند که حالا خیلی منتقدانه و حتی مخالف با ولایت فقیه برخورد میکنند، اما در سالهای 58-59 و در مجلس خبرگان، درست عکس امروزشان حرف میزدند. خوشبختانه متن همهی مذاکرات به طور کامل وجود دارد. آقای آذری قمی وقتی این اواخر مخالف شده بود در جلسه ای گفته بود که آقای هاشمی در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان گفته است ـ تعبیری را از من نقل کرد که من یادم نبود ـ این که شما میگویید، ولیفقیه نمیشود، ناصرالدین شاه میشود…
هاشمی بدون روتوش، نشر روزنه، ص 157
اکیداً توصیه میشود که
به این پنج گروه پیشنهاد میشود به هیچ وجه در برنامهی نماز جمعه به امامت هاشمی شرکت نکنند:
گروه اول ــ کسانی که فکر میکنند هاشمی طرفدار احمدی نژاد است.
گروه دوم ــ کسانی که بین هاشمی با سه امام جمعهی دیگر یعنی جنتی، احمد خاتمی و امامی کاشانی، تفاوتی قایل نیستند.
گروه سوم ــ کسانی که تصور میکنند رهبری از این که نماز هاشمی از نماز خودش شلوغتر و باشکوه تر باشد خوشحال و مفتخر میشود.
گروه چهارم ــ کسانی که انتظار دارند هاشمی علنا علیه رهبری صحبت کند.
گروه پنجم ــ کسانی که امنیت جانی شرکتکنندگان برایشان اهمیت حیاتی ندارد.
.
چرا بدون شعارهای ساختارشکنانه؟
ایدهال من هم این است که در نماز جمعهی آینده همه یکپارچه سبز بپوشیم و دست هایمان را ببریم بالا و با قدرت هر چه تمام تر شعارهای تند و کوبنده بدهیم… اما در کنار این تصویرایده آل باشکوه و شورانگیز، چند واقعیت منطقی را باید در نظر داشت: واقعیت اول این که هر چه قدر ضریب احتمال درگیری و دستگیری و تشنج بالا برود به نسبت چندین برابر از تعداد افراد شرکت کننده کاسته خواهد شد. واقعیت دوم این که این نماز به امامت هاشمی (که احمدینژاد گفت حامی اصلی میرحسین است) قرینهای است برای نماز رهبری (حامی احمدینژاد). اگر جمعیت ما کمتر از جمعیتی باشد که در نماز رهبری حاضر شده بود، آیا ما در هدف اصلی خودمان در این حرکت شکست نخوردهایم؟ آیا حرکت اعتراضی ما به ضد خودش بدل نشده است؟… پیش از تصمیمگیری، بیایید یک بار دیگر بیانیهی آخر میرحسین را مرور کنیم:
در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی
برنامهریزی و هماهنگی برای نماز جمعه آینده
در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی
در کنار مزایای بزرگ طرح شرکت در نماز جمعهی آینده به امامت هاشمی، نکات مهمی وجود دارد که بیتوجهی به آنها می تواند یک پیروزی بالقوهی بزرگ را به یک شکست بزرگ تبدیل کند:
1- مهمترین امتیاز این طرح، امنیت نسبی آن است بنابراین توجه داشته باشیم بهانهای به دست طرف مقابل ندهیم که بتواند این امنیت را از ما بگیرد. برای این منظور لازم است از سر دادن شعارهای تحریک کننده و ساختار شکنانه جداً بپرهیزیم و آن شعارها را نگه داریم برای فرصت های مناسب. پیام ما، حضور ماست!
2- به یاد داشته باشید که هاشمی به عنوان یکی از مسؤولین رده بالای نظام نه میتواند نه لازم است و حتی نه مفید است که تند بشود. او مطمئنا طبق رویهی سی سال گذشته انتقاداتش را در لفافه و به ملایمت مطرح خواهد کرد. ما به نماز جمعه نمی رویم تا از هاشمی حرفهای تند بشنویم؛ کسان دیگری هستند که این کار را بسیار بهتر از او می توانند انجام دهند؛ کار هاشمی سیاست ورزی است و هدف ما اعلام حضور و اتحاد است. به قول ژیژک ما یک “سکوت تهدید کننده” هستیم.
3- بیشک مخالفان ما خواهند کوشید به هر ترتیبی که شده این اجتماع را به آشوب بکشند. مبادا در دام آن ها بیفتیم!
شعارهای پیشنهادی؟
قرار بعدی: نماز جمعه به امامت هاشمی؟
الان یکی ایمیل زده بود به صدای امریکا که هفتهی آینده قرار است در نماز جمعه حضور “معنادار” به هم برسانند. سه هفته پیش که رهبری، امام جمعه بود عده ای پیشنهاد کردند که سبزها با حضور گسترده در این اجتماع، اعتراض خود را اعلام کنند اما به دلایلی منطقی که مهم ترینش امکان سوء استفاده و تصاحب این اجتماع اعتراضی و قلب معنای آن بود با این پیشنهاد موافقت نشد. با پیشنهاد هوشمندانهی اعتکاف هم متاسفانه به بهانهی آلودگی هوا مقابله شد. اما این پیشنهاد جدید، یعنی حضور در نمازی که امامتاش را قرار است کسی که خود جناح حاکم او را مخالف بزرگ احمدی نژاد و حامی اصلی میرحسین اعلام میکند می تواند بسیار معنادار باشد! این حضور هم پیام روشنی برای حاکمیت دارد و هم پیام روشنی برای خود هاشمی و دیگر اصلاحطلبان و حتی برای اصولگرایان منتقد. جناح اقتدارگرا مجهز به اسلحه و نیروی نظامی و پول نفت و تشکیلات عریض و طویل اقتصادی است و تنها قدرتی که میتواند به جناح مقابل، قدرت عرض اندام بدهد حمایت مردمی است.
البته قویا معتقدم که نباید رهبران اصلاحطلب حتی خود میرحسین را برای موضع گیریهای تند تحت فشار بگذاریم؛ چون تند شدن آن ها هیچ نفعی برای ما ندارد اما باید نشان بدهیم که از آنها به شرط حمایت از حقوق مردم حمایت خواهیم کرد. این حمایت به آن ها در جدال با نظامیان مسلح، قدرت میبخشد؛ و بدون این حمایت دست آنها خالی خواهد بود.