Archive for ژوئن 2008
او نه احمق است نه مجنون؛ به جای مسخره کردن به فکر چاره باشیم
قبول. شاید بدون جوکها، شعرها و لقبهایی که برای احمدینژاد ساختهایم همان سال اول دق میکردیم و حناق میگرفتیم. اما دیگر بس است. دیگر چیزی به انتخابات دورهی دهم نمانده و هنوز به جز همین مشتی جوک و پیامک و متلک هیچی توی دستمان نیست. پس لطفا کمی جدی باشیم.
مبادا جوکهایی که برای خنک کردن دلمان ساختهایم باور کنیم! احمدینژاد نه احمق است نه مجنون و متوهم. اتفاقا حواسش از همه جمعتر است و خیلی خوب میداند چه کار دارد میکند. اگر کسی این وسط توهم برش داشته باشد ماییم که منتظریم دستی از غیب بیرون بیاید و کاری بکند. منصف باشید: احمدینژاد منتظر امام زمان نشسته یا ما؟
در سالگرد «حماسه سه تیر» احمدینژاد یک بار دیگر به نحو معنیداری مقابل آن مبلغ موبلندش نشست و باز از آن حرفها زد و باز ما داریم هم چنان مسخره میکنیم و میخندیم ــ فقط!
هنوز بعد از سه سال نفهمیدهایم یا نمیخواهیم بفهمیم که طرف حساب احمدینژاد ما نیستیم. او به ما و جوکها و شعرهایمان محل سگ هم نمیگذارد. البته شرمندهام که غرور مبارکتان را جریحهدار می کنم!
هالهی نور، متلاشی شدن ابرقدرتهای جهان، دستهای پشت پرده، نقشهی دزدی آمریکاییها و… ممکن است ما را رودهبر کند اما آنها که باید باور کنند، میکنند! آنها شکی ندارند که احمدینژاد میخواهد حق آنها را از پولدارهای از خدا بیخبر فاسد قلدر بگیرد و عدالت را برقرار کند، اما آن دزدهای گردن کلفت که نوکر و زبون بیگانگاناند و سی سال است خون ملت را توی شیشه کرده ند و دادهاند اسبهای دخترشان بخورد مدام جلو پایش سنگ میاندازند و «نمیگذارند». قحطی و تورم و آشفتگی و فسادی که دامن دولت احمدی نژاد را گرفته توطئهی آنهاست تا احمدی نژاد را خراب کنند و جلو تیغ شمشیر عدالت او را بگیرند. آنها از این که احمدینژاد، آمریکا و انگلیس و فرانسه را سوسک کرده و دارد ایران را به بزرگترین قدرت جهان تبدیل میکند عشق میکنند. برای همین به کوری چشم همهی آخوندها و پولدارها و بچه قرتیهای کثافت عوضی و آمریکا و همه، میروند به «دکتر» که آخوند نیست و مثل خودشان مظلوم و دردکشیده است و میداند چه پدری از مردم دارد درمیآید و با گران شدن اجاره خانه به شدت مخالف است، رای میدهند و من و شما را با جوکها و smsهایمان می گذارند توی خماری!
این از ارادهی ملت. حالا ارادهی الهی و امدادهای غیبی هم که جای خود دارد!
پس لطفا در همان حال که آن لبخند ملیح روی لبمان است یک لحظه فکر کنیم در این مدت باقی مانده چه خاکی باید توی سرمان بریزیم.
برای اعاده ی حیثیت از خاتمی و هاشمی و بقیهی رفتگان! نه وقت هست نه ابزار. در مقابل دست حریف این جا حسابی باز است. پس روی این قضیه زیاد نمیشود حساب کرد.
الان مهمترین حربهی احمدینژاد، پرسونای «مرد عدالتجوی مظلومی است که نمی گذارند کار کند». باید این حربه را از او گرفت و حتی از آن علیه خودش استفاده کرد. باید به زبان همین قشر حرف زد. بنابراین مثلا تبدیل پرسونای «مرد مظلوم» به «مرد ناتوان» شاید خیلی عملیتر باشد تا باورندان واقعیتی مثل قضیهی 300 میلیارد شهرداری و باقی زیرآبیها: «آقا حالا که زورت به آنها نمیرسد لطفا بکش کنار! ما داریم این زیر له میشویم!»
البته باید روی مدیریت و تدبیر و تجربه تکیه کرد که هوس خطرناک «منجی دیکتاتور» به سر کسی نزند وگرنه زبانم لال یکهو دیدی سرداران رادان شد رییس جمهور و از چاه افتادیم توی سیاهچاله!
به هر حال باید فکری کرد. فرصتی نمانده…
آیا هاشمی تازه به فکر آزادی و دموکراسی افتاده است؟
هاشمی، 29 خرداد 1387، در مراسم گشايش همايش « دولت، نظام اداري و چشمانداز»:
به تاريخ دنيا كه نگاه ميكنيم در قطعهاي از دوران، حكومتها متمركز و استبدادي بودهاند. پس از انقلاب كبير فرانسه وضعي كه در اروپا پيش آمد موجب شد كم كم نقش مردم احياء شود و كشورهايي كه به موازين دموكراتيك وارد شدهاند، امروز جزء كشورهاي پيشرفته هستند، اما هر جايي كه استبداد وجود داشته كشورها عقب ماندهاند؛ البته استثنائاتي هم وجود دارد، اما قاعدهي كلي اين است
و این یکی رو هاشمی در مقدمهی کتاب “امیر کبیر” در قبل ا زانقلاب و در بیست و چند سالگی خودش نوشته در توضیح علت پیشرفت ژاپن در مقایسه با عقبموندگی ایران:
در ژاپن […] میکادو، امپراتور کشور، که خود را از مردم و مردم را از خود می دانست پیشقدم شد و با وضع قانون اساسی تازه و تاسیس مجلس سنا و مبعوثان، قدرت قانونگذاری را به نمایندگان مردم سپرد و از قدرت شخصی خویش کاست و با باز گذاشتن دست مردم در امور سیاسی و اجتماعی زیربنای اجتماع جدید را محکم کرد […] اگر این هماهنگی ملت و دولت تمام علت آن ترقی نباشد دست کم سهم بسزایی در جهش عظیم ملت ژاپن دارد.
—-
توضیح : این بحثها انگیزه نوشتن این یادداشت بود.
داستان یک افشاگری: چه خبرشده؟ عباس پالیزدار چه میگوید؟
در مورد داستان عباس پالیزدار سه احتمال مطرح است:
1- پالیزبان مستقل بوده و تصادفا به مدارکی دست پیدا کرده و وجدان بیدارش او را واداشته این حقایق را با مردم در میان بگذارد؛ و آن قدر شجاعت داشته که بدون این که پشتاش به جایی گرم باشد به راحتی قوه قضائیهی کشور را فاسد خوانده است. این که از مفاسد جناح حامی دولت در این افشاگری خبری نیست به خاطر آن است که این گروه کاملا پاک و صادق و درستکارند.
به این افشاگری شده و هدف این اقدام روشنگری و آگاهی رسانی به مردم بوده است. احمدینژاد رییس جمهور دانشمند، مدیر، شجاع و درستکاری است که میخواهد با تصمیمات دقیق و کارشناسی شده مملکت را درست کند اما گروه مافیا که منافعشان را در خطر میبینند با انواع سنگاندازیها مانع او میشوند. آنها حتی وزرایی را که خود احمدینژاد انتخاب کرده خریدهاند به طوری که آنها رییس جمهور را متهم به تصمیمات غیرکارشناسی میکنند و یکییکی یا خودشان استعفا می دهند یا برکنار میشوند. این مافیا علیرغم این قدرت قهار در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم در برابر ارادهی مردمی و امداد امام زمان شکست خورد و حتی نتوانست تقلب کند و نامزد خودش را به ریاست جمهوری برساند.
3- پالیزبان از طرف احمدی نژاد و دوستان مامور به این افشاگری شده و هدف این اقدام لاپوشانی بیکفایتی دولت و نتایج فاجعهامیز سیاستهای آن بوده؛ تا یک بار دیگر در حالی که به انتخابات دور جدید ریاست جمهوری نزدیک میشویم دل تودههایی که به شدت زیر فشار شدید تورم و بیکاری هستند با رییس جمهور شجاع و عدالتخواه همراه شود تا حق مردم مظلوم را از مسؤولین فاسد و مرفهین بیدرد بگیرد و به آنها پس بدهد. داستان همیشگی احمدی نژاد که مافیا نمیگذارند او کار و مملکت را آباد کند حالا با دستگیری پالیزبان مستند هم شده است.
پی نوشت بعد از دستگیری و بازداشت یکسالهی پالیزدار: اتفاقات بعد از سخنرانی جنجالی پالیزدار و برخوردهایی که با او شد نشان داد واقعیت تقریبا ترکیبی از قسمتهایی از گزینه اول با گزینه سوم این نوشتار بوده و به عبارتی دولت احمدی نژاد، از او در جهت تخریب یا افشای مخالفان و منتقدان یا رقیبان استفادهای ابزاری کرده است.
نامهای که پالیزدار چند روز پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشت و منتشر کرد ابعادی از ماجرا را نشان میدهد:
باسمه تعالی
حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی دام عزه
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام
باسلام؛ با توجه به تعبیر آن بزرگوار در نامه به رهبری به ” باند پالیزدار ” احتراماً موارد ذیل به استحضار می رسد:
١ – اینجانب یک بسیجی جانباز معتقد به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه می باشم ، هیچ باندی ندارم و فقط به وظیفه خود در تحقیق و تفحص مجلس عمل کرده ام.
٢ – در ١٢٤ پرونده مورد بررسی تحقیق و تفحص مجلس هیچ پرونده ای از حضرتعالی و فرزندان شما نبود و در گزارش تحقیق و تفحص هم مدعی وجود پرونده علیه شما نشده ام.
٣ – متاسفانه در پایان سخنرانی در دانشگاه همدان، دانشجویی از خانواده شما سئوال کرد و اینجانب بدون هیچ مستنداتی به اتکای شنیده های غیر مستند از نزدیکان آقای احمدی نژاد مطالبی گفتم و در سخنرانی ها هم گفته ام که هیچ پرونده ای راجع به حضرتعالی و خانواده شما ندیده ام. لذا بدینوسیله از محضر حضرتعالی عذر خواهی می کنم و امیدوارم این مختصر را به عنوان جبران بپذیرید تا باری بر دوش من در صحرای محشر نباشد.
٤ – پیشاپیش از صبر و بزرگواری شما که در طول این یکسال هیچ شکایتی از اینجانب ننموده اید تشکر می کنم، علی رغم این که تنها کسی که محق بر شکایت بود شما بودید.
والسلام علیکم و رحمه الله
عباس پالیزداردر پی درج شایعات و دروغ هایی در سایتهای حامی احمدی نژاد مبنی بر تکذیب نامه پالیزدار به آیت الله هاشمی رفسنجانی، در تماس تلفنی با مهدی خزعلی پیام زیر را انشاء نمود:
متن پیام پالیزدار:
من تا آخر ایستاده ام و عقب نشینی نمی کنم! تمام موارد گزارش تحقیق و تفحص به قوت خود باقی است و مدارک و مستندات پرونده ها موجود است، اینجانب به عنوان یک بسیجی خیبری با شهدا و خدای شهدا پیمان بسته ام که راهشان را ادامه دهم، و نامه به آیت الله هاشمی رادر ادای تکلیف الهی نوشته ام، من در سخنرانی هم گفته بودم که هیچ پرونده و مدرکی علیه هاشمی ندارم و در جلسات دادگاه هم مکرر گفته ام که مدرکی علیه آیت الله هاشمی ندارم، اما امروز می بینم احمدی نژاد از مبارزه با مفاسد اقتصادی سوء استفاده انتخاباتی می کند تا نام مفسدان اصلی و پرونده دار را مخفی نموده و مبارزه را به انحراف بکشاند، او نامی از شاکیان پرونده دار من که حامی اصلی اویند نمی برد، چگونه است که نامی از آقای یزدی نمی برند؟ اینجانب ضمن ادای تکلیف شرعی نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی، نخواهم گذاشت مفسدان از من سوءاستفاده کنند. والسلام
عباس پالیزدار

