دارم مرور می‌کنم

پراکنده از این جا و آن جا

به چی افتخار می‌کنیم؟ – 1

with 4 comments

خیلی وقت بود می‌خواستم در این باره افاضه فشانی کنم؛ حالا چند نوشته‌ي منطقی و متین وبلاگ چای داغ، بهانه‌ی خوبی شد برای شروع. امیدوارم بقیه‌ی دوستان هم در این باره بنویسند. فکر می‌کنم بخصوص در حال حاضر مساله‌ی مهمی‌ است که باید تکلیف‌مان را با آن (البته هر کدام جداگانه برای خودمان!) روشن کنیم…

×××

افتخارات ملی یعنی چه؟ فرض کنید که همه بزرگان دنیا ایرانی اصیل بوده اند و اولین منشور حقوق بشر را هم کوروش کبیر نوشته است! به قول خارجی ها سو وات؟ ما به چه چیزی افتخار می کنیم؟ به این که مثلا هزار سال پیش یک نفر در بلخ می زیسته و من هم به طور کاملا “تصادفی” در جایی از زمین فرود آمده ام که اسم امروزی اش همان است که اسم سرزمین او در آن زمان بود. واقعا مسخره تر از این پیدا می شود که کسی به این چیزها افتخار کند؟ ماجرا شبیه این است که من در وین در ساختمانی خانه پیدا کنم که صد سال پیش مثلا فروید یا هایک یا شومپتر یا ویتنگشتاین در یکی از واحدهای آن زندگی می کردند. آیا واقعا چیزی برای افتخار کردن وجود دارد؟ +

از دید من وطن من هیچ برتری خاصی بر جای دیگری ندارد و لذا به لحاظ اخلاقی هیچ الزامی برای تلاش در جهت بهبود وضعیت وطن یا تلاش برای بسط فرهنگ ملی و موارد آن نمی بینم. با این همه در یک تصمیم گیری “عمل گرایانه” و مبتنی بر تحلیل هزینه فایده تلاش ها به این نتیجه می رسم که “یکی” از به ترین گزینه ها برای کارکردن وطنم است چون بهره وری من برای کارکردن در آن جا بالاتر است و خاطرات و نوستالژی ها و فرهنگ مشترک هم زندگی من را در آن جا لذت بخش تر می کند. این تصمیم صرفا در یک محاسبه “عقلانی” و نه “اخلاقی” برای انتخاب تمرکز تلاش ها گرفته می شود. به همین شیوه من نوعی ممکن است مثلا چنان از شعر مولانا یا موسیقی خراسانی لذت ببرم که تصمیم به توسعه آن بگیرم. این یک “گزینش” توسط خود من است و طبعا هیچ کسی نمی گوید که افراد باید در سبد انتخاب های فردی شان از حق انتخاب فرهنگ محلی محروم شوند. بلاخره به تصادف هم شده (که فقط تصادف نیست و ما همه بایاس ذهنی داریم) بخشی از سبد سلایق فرهنگی فرد با محیط زندگی اولیه اش اشتراک خواهد داشت. +

و جواب‌های او به بعضی انتقادات

Written by moroor

می 31, 2008 روی 3:12 ب.ظ

ارسال شده در جامعه, وبلاگستان

Tagged with ,

4 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. توی زندگی ات چند تا کتاب خوندی تو؟

    یک رهگذر

    می 31, 2008 at 4:34 ب.ظ

  2. متاسفانه بعضی ها دوست دارند در توهم هم که شده به خودشون افتخار کنند.وقتی در فضای واقعی چیزی برای افتخار کردن پیدا نمیشه به چیزهایی که بهشون مربوط نیست.سندیت هم نداره گاها به خودشون افتخار می کنند.

    آرمین

    ژوئن 7, 2008 at 11:25 ب.ظ

  3. عزیز جون

    من فقط یک چیز بهت می گم. اگر می تونی به آمریکا بری در کنار کاخ سفید موزه ای درست کردند که توش چیزهایی گذاشتند و به اسم تمدن آمریکا به نمایش می گذارند که تقریبا هیچکدومش سندی برای اثبات نداره. اینجا یک سوال پیش می یاد اگر تمدن و گذشته بدرد نمی خوره چرا آمریکایی ها دارند خودشون رو جر می دهند تا بگند که ما تمدن داشته ایم؟؟؟؟؟؟؟؟

    علی

    ژوئن 25, 2008 at 9:21 ق.ظ

  4. It is just a question. Are you stupid?

    Babak

    آگوست 31, 2008 at 3:16 ق.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد